بپر پرنده من

بپر پرنده من

تو ای پرنده آزاد صحرا گرد

بپر فدای پرت ،

 چو میکنی پرواز

درون آینه چشم گریه آلودم

هزار رنگ شود،رنگ بال پروازت

دلم چو باغ کند

گل صدای دلاویز ناز آوازت

بپر پرنده من

در آن زمان که به گل ها وچشمه ها برسی

در آن زمان که بر آیی به ابرهای بلند

و یا به جنگل دور

در آن هنگام که با عطر پونه همنفسی

در آن زمان که به گوش نسیم می رقصی

در آن زمان که رها میشوی به بستر باد

در آن زمان که به یاد گریز از قفسی

در آن حلاوت پرواز ، یاد کن ز کسی

کسی که سخت شکسته بال پروازش 

فدای پروازت 

/ 8 نظر / 7 بازدید
معبود من

سلام خدمت شما برای اولين بار اپ کردم منتظر حضور سبز شما هستم سال خوبی داشته باشيد

هستی

زمستان آمده است. خسته ام مي خوابم بهار که آمد پيله ام را می شکافم تا با پر های خيس دوباره عاشقت شوم. زيبا بود . موفق باشيد.

خلود

پرواز را به خاطر بسپار . پرنده مردنيست.... .

روحي

سلام منم همين جمله خلود يادم اومد يه شعر ديگه يادم ميارم اما خب نميشه تكراري بنويسم اي كبوتر از آشيان كرانه كردي بي سبب چرا ترك آشيانه كردي يادي از رفيقان آشنا نكردي زين مكان كه با عاضقان در آن چميدي از آن چه ديدي ناگهان چرا سوي ديگران پريدي ترك يار نالان و ترك خانه كردي بد گمان گشتم بر تو باري بي وفا نبودي به ياري در كف بازان شكاري به صد زخم كاري مبادا دچاري از فراقت من ميكنم شيون دلبر من نگارين پر من كي بود جانا كز وفا گردي همسر من نشيني بر من اميدوارم اينو باصداي شجريان شنيده باشي عمرت به كام و عشقت مدام

سمیرا

سلام ... اولين بار است اينجا ميام البته از توی پست يکی از وبلاگ دوستان شما ...چندتا از نوشته ها را خوندم به دلم نشست ...درضمن وبلاگ زیبایی دارید اگر موافقی با تبادل لینک ...خوشحال میشم موفق باشید

حسام الدين

دایره٬دایره٬ دایره......... از سنگی که تو در من انداختی.............