عاشق صادق

من آبادی نمی خواهم ، خرابم کن، خرابم کن

بسوزان، شعله ام کن، در دهان شعله آبم کن

خوشا آن دم،که با آهی بسوزم هستی خود را

خدایا تا بر آری حاجت دل را شهابم کن

به نعمت نیستم مایل، خدای خانه را خواهم

مرا گر عاشق صادق نمی دانی جوابم کن

اگر جنت بود بی تو،وگر دوزخ بود با تو

ز جنتها گریزانم،به دوزخها عذابم کن

ز شرم تنگدستی میگریزم از تهیدستان

مرا ای دست قدرت یا بمیران یا سحابم کن

دلم خواهد بسوزم،تا به عالم روشنی بخشم

تو ای مهر آفرین در برج هستی آفتابم کن

پس از مرگم تو ای افسانه گو سوز نهانم را

ببر در قصه ها افسانه صد ها کتابم کن

/ 12 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خلود

عشق صادق بايدمان . تا شود عشق او لايقمان... ... ... شاد بمانيد دوست بسیار خوبم

روحي

سلام با شعر جديد - قمار عشق - بروزم

محسن

سلام اميدوارم حالتان خوب باشد. من از رفقای داود هستم. وبلاگ شما رو داود به من معرفی کرد وبلاگ بسيار جالبی داريد و عکس های فوتوبلاگتون هم بسيار ديدنی است. اگه دوست داشتيد از وبلاگ من که در مورد روانشناسی است ديدن کنيد. موفق باشيد.

جريان زنده

سپاس آن معلمی که به من اندیشیدن راآموخت، نه اندیشه ها را. منتظر دیدن نظرت هستم.در ضمن وبلاگ زنده اندیشی بروز شد.سری بزن خوشحال میشم.

روحي

عاشق صادق به زخم دوست نميرد زهر مذابم بده كه ماء معينست ------------------------------ لطفا ادرس لينك منو يه كوچولو تغيير بده با اون قبلي فيلتر شده ممنونم www.mrygod.persianblog.ir

mm312

سلام. شعر زيبايی بود. وزنش اينه: مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن ... موفق و شاد باشی.

مرتضی

چقدر زيبا بود. این شعر از کی بود؟ دوست دارم بقیه شعر هاش رو هم ببینم. قربان تو (به ما هم سر بزن )