جمعه

جمعه می رسد ، به خانه می روی ، روزنامه ای را که در طول هفته نتوانسته ای بخوانی ، بر می داری . دکمه تلویزیون را می زنی ، وصدایش را قطع می کنی . با دستگاه کنترل از راه دور ، کانالهای تلویزیون را عوض می کنی و سعی می کنی روزنامه را ورق بزنی و موسیقی گوش گوش بدهی . روزنامه هیچ خبر تازه ای ندارد، برنامه های تلویزیون تکراری است ، و این نوار موسیقی را ده ها بار شنیده ای . همسرت دارد دارد بجه ها را نگه می دارد و سالهای جوانی اش را قربانی  می کند ، بی آن که به راستی بفهمد چرا چنین می کند . بهانه ای به ذهن ات می رسد : خوب ، زندگی همین است . نه زندگی این نیست . زندگی شیفتگی است . سعی کن به یاد بیاوری چه زمانی شور زندگی ات را پنهان کردی . همسر و فرزندانت را همراه خود کن و سعی کن پیش از آنکه دیر بشود ، شیفتگی ات را باز یابی . عشق هرگز مانع کسی در پیروی از رویایش نشده است.

/ 1 نظر / 7 بازدید
خلود

سلام... عالی بود... موفق باشيد... .........................كاج ها در بكر اند نيمكت كهنه باغ خاطرات دورش را در اولين بارش زمستاني از ذهن پاك كرده است خاطره شعرهايي را كه هرگز نسروده بودم خاطره آوازهايي را كه هرگز نخوانده بودي حسين پناهی