الفبا

چند یهودی در کنیسه ای دعا می خواندند ، ناگهان صدای کودکی را شنیدند که می گفت : الف ، ب ، ج ، دال. سعی کردند ذهنشان را بر کتاب مقدس متمرکز کنند، اما صدا تکرار شد : الف ، ب ، ج ، دال . سرانجام دست از دعا کشیدند و وقتی به اطراف نگریستند ، پسری را دیدند که مدام همین حروف را می خواند.                

خاخام به پسرک گفت : چرا این کار را می کنی ؟

پسرک گفت: چون من دعاهای مقدس را بلد نیستم . فکر کردم اگر حروف الفبا را بخوانم ، خدا خودش از این حروف استفاده می کند تا کلمات درست را بسازد.

خاخام گفت :به خاطر این درس متشکرم . و من هم امیدوارم بتوانم روزهای زندگی ام بر روی زمین را همین طور که تو حروف را به او دادی ، به خدا بدهم.

پائو لو کوئلیو

/ 2 نظر / 6 بازدید
چکاوک

دوست عزيز اگر از داستانها و پندهای ايرانی که کم هم نیستند بيشتر استفاده کنيد با توجه به يکی بودن فرهنگی بيشتر قابل هضم ميتونه باشه ..گرچه ميدونم گرفتن اندرز و شناخت بیشتر راه و رسم زندگی کاری به فرنگی و ایرانی بودنش نداره ولی خوب به هر حال بيشتر به دل آدم ميشنه نوع دومش .... يا حق

آفتابگردان

چنين زيستنی پله پله تا ملاقات خداست...الفبای زندگی است... راستی راستی اگه اين طور باشيم عاليه... و اين که ما اصلا اومديم که اين طور زندگی کنيم اما متاسفانه به قدری فراموش کاريم که يادمون می‌ره...