ترس

بیمار به پزشک گفت :دکتر ، ترس بر من غلبه کرده است ، ترس تمام لذت ها را از من گرفته است.

 پزشک گفت در مطب من موشی است که کتابها یم را می جود . اگر درمانده این موش بشوم ، از نظرم پنهان می شود و جز شکارموش در زندگیم کاری نمی کنم . به جای آن ، بهترین کتابها یم را جای مطمئنی گذاشته ام و به او اجازه می دهم برخی از کتابهای دیگرم را بجود.

 بدین ترتیب او همچنان موش خواهد ماند و هیولا نمی شود . از چند چیز بترس ، و تمام ترست را بر آن چند چیز معطوف کن ... بدین ترتیب می توانی در رویارویی با مسائل مهم تر، شجاع باشی.                                                         

                                                                                 پائو لو کوئلیو

/ 1 نظر / 2 بازدید
آفتابگردان

هم جذاب بود هم آموزنده و هم زيبا... متنهای قبلی هم همينطور اما وقتی اومدم اينجا پيش از همه اون مرغابی خيلی زيبا توجهم رو به خودش جلب کرد... شايد عجيب به نظر بياد...اما اون عکس حال آدم رو دگرگون ميکنه... يه چيزی توش داره... یه حس خیلی خوب...شاید پرواز ... قبلا ندیده بودمش ...ممنون که اون رو گذاشتی...