تصميم

یک روز بعد از ظهر ، زاهدی به ملاقات کشیش اعظم رفت .

زاهد گفت : مشاور روحانی من نمی داند چه طور راهنمایی ام کند .آیا باید ترکش کنم؟

کشیش اعظم هیچ نگفت، و زاهد به صحرا باز گشت . یک هفته بعد ، برای ملاقات با کشیش اعظم بازگشت و گفت :

مشاور روحانی من نمی داند چگونه مرا راهنمایی کند. تصمیم گرفته ام ترکش کنم.

کشیش اعظم گفت :این خردمندانه است. وقتی مردی درک می کند روحش ارضاء نشده است ، نمی تواند توصیه ای بپذیرد. برای حفظ مسیر خود در زندگی ،خودت تصمیم لازم را بگیر.

/ 1 نظر / 2 بازدید
پونه

گمانم تصميم گرفت هميشه پيش اعظمش بماند همان کشيشه