پرواز تا اوج

شکوه

به کرم سبز بیاندیش. بیشتر زندگی اش را روی زمین می گذراند،به پرندگان حسد می ورزد و از سرنوشت و شکل کالبدش خشمگین است.

می اندیشد : من منفورترین موجوداتم ؛ زشت ، کریه ، و محکوم  به خزیدن بر روی زمین.

اما یک روز ، مادر طبیعت  از کرم می خواهد  پیله ای بتند. کرم یکه می خورد ... پیش از آن هرگز پیله نساخته . گمان می کند گمان می کند باید گور خود را بسازد ، و آماده مرگ می شود. هر چند از زندگی خود تا آن لحظه  نا خشنود است، به خدا شکوه می برد: خدایا، درست زمانی که سرانجام به همه چیز عادت کردم ، اندک چیزی که دارم از من می گیری .

خود را نا امیدانه در پیله حبس می کند و منتظر پایان می ماند. چند روز بعد ، در می یابد که به پروانه ای زیبا تبدیل شده .می تواند به آسمان پرواز کند و بسیار تحسین اش کنند . از برنامه های خدا شگفت زده  می شود.

 

(( پائولو کوئلیو))  

 

+   شهروز برزگر ; ٢:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٤/٢
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir